قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

جک و لطیفه خ ف ن - به دنیای اس ام اس (عاشقانه, لطیفه, احساساتی, سرکاری و ...)خوش آمدید


به دنیای اس ام اس (عاشقانه, لطیفه, احساساتی, سرکاری و ...)خوش آمدید
 
این وبلاگ قصد توهین به هیچ یک از اقشار جامعه را ندارد لذا برای سرگرمی و تفریح می باشد. با تشکر
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ ۱ خرداد ۱۳٩٠ توسط سهراب

اگه توی قزوین با یه قزوینی قوی هیکل ، تو یه کوچه بنبست ، گیر کردی سه راه بیشتر نداری:

 

1.از خجالت اب شی بری توی زمین

2.از ترس دود شی بری توی هوا

3.دستاتو بزنی به دیوار و توکل کنی بر خدا


یه روز غضنفر میره خواستگاری,می بینه دختره سیبیل داره.بهش میگه شما چرا سیبیل داری؟ دختره گریه می کنه. غضنفر می ره از دلش در بیاره, میگه چرا گریه می کنی؟ مرد که گریه نمی کنه.

 

غضنفر سوار ماشین تهرونیه بوده، تهرونیه هم یهو کل میگذاره، پاشو میگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برمیگرده به غضنفر میگه: ترسیدی؟! به خودت شاشیدی؟! غضنفر میگه: سیکتیر بابا!! بیا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونیه رو میبره سوار پیکانش میکنه، بعد پاشو میگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برمیگرده به تهرونیه میگه: حالا ترسیدی؟ به خودت شاشیدی؟! تهرونیه میبینه این یارو کله خره، داره همینجور گاز میده.. میگه: آره بابا شاشیدم.. بیخیال شو! غضنفر برمیگرده میگه: الان دیگه برینی هم فایده نداره، ترمز بریده!!!

 -------------------------------

قزوینیه هفت جلد مثنوی می‌نویسه به اسم خسرو و فرهاد 

 

یه روز غضنفر یه جیرجیرک می گیره تا صبح روغن کاریش میکنه...

 

زنِ غضنفر دو قلو میزاد،‌ غضنفر میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم! 

 

از غضنفر می پرسن قویترین حیوان چیه؟ میگه:مورچه   میگن:چطور؟؟؟میگه:آخه یبار یه مورچه رفته بود تو پریز برق خواستم درش بیارم یه لگد زد 10 متر پرتم کرد. 

 

غضنفر توی قرعه کشی شرکت میکنه ۶ماه زندان برنده میشه

 

غضنفر سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش کنین ببینم چی میگه! 

 

یک بابایی داشته از سر کار برمیگشته خونه، یهو میبینه یک جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میکنند، منتها یجور عجیب غریبی: اول صف یک سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن، بعد یک یارو مرده با سگش راه میره، بعد ازون هم یک صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن. یارو کف میکنه، میره پیش جناب سگ دار، میگه: تسلیت عرض میکنم قربان، خیلی شرمندم...میشه بگید جریان چیه؟ یارو میگه: والله تابوت جلوییه خانممه، پشتیش هم مادر خانومم... هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره کرده! مرده ناراحت میشه، همینجور شروع میکنه پشت سر یارو راه رفتن، بعد از یک مدت برمیگرده میگه: ببخشید من خیلی براتون متاسفم، میدونم الانم وقت پرسیدن اینجور سوالا نیست، ولی ممکنه من یک شب سگ شما رو قرض بگیرم؟! مرده یک نگاهی بهش میکنه، اشاره میکنه به 500 متر جمعیتی پشت سر، میگه: برو ته صف!

 

غضنفر سیگارش روشن نمی شده میزاره تو سرازیری حلش میده..

 

یه بار یه قورباغه با یه طوطی ازدواج می کنه بعد بچه شون می شه قوطی. 

 

دکتر نظام وظیفه پسر لاغری را معاینه کرد و در برگه نوشت:

- معاف، به دلیل ضعف جسمانی.

پسر لاغر با خوشحالی گفت: آخ جون! فوری می‏رم زن می‏گیرم.

دکتر نوشت: و همچنین ضعف عقلانی...

 

غضنفر خودشو می زنه به کوچه علی چپ گم میشه.

 

غضنفر اسم بچه شو می زاره رستم می ترسه صداش کنه.

 

 

 قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو؟؟؟؟؟؟؟؟

 

غضنفر تو چشمش اشغال می ره می ره سا عت ۹سر کوچه.

 

زن گفت: به نظر من با استفاده از عقل می‏شه جلوی بسیاری از موارد طلاق رو گرفت.

مرد گفت: و همچنین جلوی بسیاری از ازدواج‏ها رو.

 

عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین میفرستاده، که یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زنگ بزن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاکی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که! 

 

غضنفر داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میکرده آسفالت زیاد میاره‌ سرعت گیر میذاره 

 

به غضنفر می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه 

 

به رشتیه میگان از زنت میترسی؟

میگه کی؟ من؟ عین سگ   

 

غضنفر پلیس مخفی می شه الان سه ساله ازش خبری نیست

 

غضنفر تو جبهه بوده از هر طرف خمپاره میومده یکی داد میزنه سنگر بگیرید غضنفر از اون ور میگه واسه من بربری بگیرید 

 

به غضنفر میگن چی شد معتاد شدی یک با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل یکم تفریحی بکشیم یکدفعه عید شد و دو هفته تعطیل شد. 

 

پسره: من تا 25 سالم نشه ازدواج نمی‏کنم.

دختره: منم تا ازدواج نکنم 25 سالم نمی‏شه. 

 

به یک پاندا میگن بزرگترین آرزویی که داری چیه میگه عکس رنگی بگیرم.!!!

 

به غضنفر میگن تبریک میگیم پدر شدی!!! میگه ایییول پس به خانومم نگید میخوام سورپریزش کنم 

 

تو قزوین زلزله میاد از سقف یه بچه میفته پائین قزوینیه می‌گه : اه‌ه‌ه‌ه هنوز زلزله تموم نشده ، کمک مردمی رسید.

 

به یک اسکلته می گن یک دروغ بگو می گه تپلویم تپلو صورتم مثل هلو !!! 

 

یه بار چهارتا لور سوار اسانسور میشن هر کاری میکنن اسانسور حرکت نمیکنه بعد یه اقایی با کیف سامسونت وکت وشلوار می اد اسانسور راه می افته میگن بعد با هم می گن به سلامتی اقای راننده صلوات

چوپان دروغگو میمیره میبرنش اون دنیا میگن اسمت چیه میگه دهقان فدا کار

 

قزوینیه تو صف نون وایی بوده که شاطر میگه نون تموم شد همه داشتن میرفتن که قزوینیه میگه نون تموم شده چرا صفو به هم میزنید؟

 

به گوسفنده می گن بزرگ ترین ارزوت چیه میگه یک بارم شده جلو وانت بشینم

 

غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟

طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن

 

میدونی چرا قزوینیا آدمای خوشبختین؟ چون  هیچ وقت بخت و اقبال جرات نمیکنه بهشون پشت کنه..!!!

 

 آدما 2 دسته هستند:اونای که روشون مگس می شینه و اونای که روشون مگس نمی شینه دسته اول ادمای خیلی گهی هستن و دسته دوم معلوم هیچ گهی نشدن!!!

غضنفر دیش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم روش مینویسه کولر!! 

غضنفر 2000 تومنی پیدا می کنه میگه ما از این شانسا نداریم پارش میکنه

یه روز یه رشتی دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح پامیشه میبینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستش

یک روز به غضنفر میگن چرا تو جوب نشستی میگه میخوام در جریان باشم

قانون 20 نیوتون میگه : اگه تو وقتی خیابون راه میرین یه دفعه یه چیز گرم و نرم رو سرتون احساس کردین مطمئن باشین که از اون بالا کفتر می آید

غضنفر می خواسته زیر دریایی آمریکایی ها رو غرق کنه در می زنه و فرار می کنه!!!

غضنفر تو همت داشته برعکس میرفته رادیو میگه یه احمق تو بزرگراه همت داره مخالف میاد. ترکه میگه: یه احمق نه 1000تا احمق!!! 

چند تا از فرقهای بین دخترا و پسرا 1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند 2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده 3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه  

غضنفر داشته پیاده راه می رفته بهش میگن آقا کجا میری؟میگه دارم میرم کارواش .میگن خوب چرا پیاده ؟ میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد  

غضنفر پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟  

فیلسوف آلمانی می گوید: انسان موجود عجیبی است! اگر به او بگویید در آسمان یکصد میلیارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بی چون و چرا می پذیرد اما اگر در پارکی ببیند روی نیمکتی نوشته اند: رنگی نشوید, فورا انگشت خود را به نیمکت می کشد تا مطمئن شود

غضنفر واستاده بوده سر کوچه، هی اخ و تف مینداخته، باخودش میگفته: نامرد عجب دست فرمونی داشت!  یک بابایی ازش میپرسه: ببخشید، میشه بگید چیکار میکنید؟ میگه: طرف تو کوچه شیش متری با تریلی هیجده چرخ اومده بود میخواست دور بزنه گفتم نمیشه گفت: اگه شد چی؟ گفتم اگه شد بیا برین تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرمونی داشت!

به غضنفر میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید. 

غضنفر می خواسته زیر بارون خیس نشه ، هی جاخالی می داده . 

یه کبوتره ایکس میزنه بجای نامه ایمیل میده

یه روز غضنفر می ره استخره می ره توچهارو نیم متری و میاد بالا بعد به خودش میگه اون بنا که کاشیا کف استخر را کار کرده عجب نفسی داشته. 

از غضنفر میپرسن اسم کوچیک فردوسی چیه؟میگه: میدان!!

یه روز غضنفر میره یه خونه یکی دزدی، چون چیزی برای دزدیدن پیدا نمیکنه، مشقای بچه رو خط میزنه.

غضنفر داشته راه میرفته خسته میشه شروع میکنه به دویدن

به غضنفر میگن: چرا ماشینت را از پلاکش شروع میکنی به شستن؟ میگه: یه دفعه از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاکش دیدم که ماشین خودم نبود

میدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟

چون کمتر پیش میاد که یازده تا خانم راضی بشن همزمان یه جور لباس بپوشن

 

رشت زلزله میاد، رشتیه میره بالای سر جنازه زنش ومیگه فقط دیوار روت نخوابیده بود که اونم خوابید.


رشتیه پای کامپیوتر جو میگیرتش زنشو (سند تو ال) میکنه


به رشتیه میگن بگو به جون زن و بچم .

میگه: به جون رشت و حومه.


چوپان دروغگو می میره تو قبر میپرسن اسمت چیه؟میگه دهقان فداکار


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


میدونی معنی کلمه ی love چیه؟

l : لایق دوست داشتن بودن

o:امیدوار بودن به اینده ای روشن

v : وفا دار بودن در عشق

e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست


به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟

میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست.


به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟

میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.


غضنفر تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟

میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی.


غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.


به یارو میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه ای بابا.کی میاد زنش رو بده به ما؟


 یارو کفترشو گم میکنه تو روزنامه اگهی میده بیوه بیوه.......


یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟


غضنفر می‌میره می‌ره اون دنیا، ازش می‌پرسن چی شد مردی؟ میگه داشتم شیر می‌خوردم ! میگن: شیرش فاسد بود؟ میگه نه بابا، گاوه یهو نشست


به بگور برره میگن یه شعراز خودت در وکن میگه:

دیشب در ماه روی تو را دیده بیدم انگار که ، فضانوردها در ماه ریده بیدند. خوب بید


رشتیه میره خونشون چراغ و روشن میکنه میبینه یکی رو زنش خوابیده، ....دوباره چراغ و خاموش می کنه میگه؟جواب ابلهان خاموشیه


پسر میگه: ببخشید اسم شما چیه ؟

دختر با ادا میگه :عطر گل یاس اسمم ثریا س وبعد از پسر اسمش را می پرسد

پسر میگه:گوز تو هوا پخشه اسمم جهان بخشه


رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!


رشتیه واسه اینکه به بچه محلاش ضد حال بزنه میره زن ایدزی میگیره!!!


 غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه!


اصفهونیه و رشتیه و ترکه با هم یه جا کار میکردن .یک روز ساعت ناهار اصفهونیه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه قورمه سبزیه.میگه اگه فردام قورمه سبزی باشه من خودمو از این برج پرت میکنم پایین.رشتیه غذاشو باز میکنه میبینه کله ماهیه .اونم همینو میگه.ترکه ظرف غذاشو باز میکنه میبینه کوفتست .حالش بهم میخوره میگه منم اگه فردا باز تو این ظرف کوفته بود خودمو از این برج میندازم پایین.فردا هر سه نفر میان سر کار و در غذا ها رو باز میکنن و از قضا هر سه تکراری بوده و اینام خودشونو میندازن پایین.خلاصه پلیس میاد و اخر سر زن هاشونو مقصر میدونه.زن اصفهونیه میگه: من نمیدونستم .تو خونه هر وقت قورمه سبزی درست میکردیم این میخورد.زن رشتیه میگه:اووو! تو رشت همه کله ماهی میخورن من روحمم خبر نداشت این دوست نداره.زن ترکه میگه: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم ، این خودش وخودش غذا درست میکرد.


اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت کرده !

اینم اثباتش:

2×2

به دوها یک رقم اضافه میکنیم

<=(2+1)×(2+1)

9=3×3

چون 2 واحد به ضریب ها اضافه کرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم میکنیم.

=> (9-2)=2×2 => 7=2×2


 رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش بهش میگن برو دلداریش بده.میره پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

 


 

 

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاکی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟


یه چوب کبریته سرش رو می خوارونه آتیش می گیره


غضنفر عینکش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!


وقتی زنت خونه نیست چه کار می‌کنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت


گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توی دنیا یه قلب هست که فقط برای تو میتپه اونم قلب خودت


به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش


غضنفر داشت آب جوش میریخته توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای کاشتم.


غضنفر می‌میره، می‌برنش بهشت. دو سه روز می‌گذره، ‌یک روز میان ازش می‌پرسند که همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط کمی هوا سرده! می‌برنش دم مرز جهنم که یخرده گرمای جهنم بخوره بهش، که گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان می‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟

میگه: والله همه‌چی خوبه، ولی هنوز یه ذره سوز میاد! میگن بابا تو اصلا" لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، می‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یه ذره سوز میاد! شاکی می‌شند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مرکز آتیش. چند روز می‌گذره‌ ، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز می‌کنند، غضنفر داد میزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ یخ کردیم .


غضنفر عاشق می شه روی در خونش می نویسه بزودی در این محل جشن عروسی برگزار می شود.


دو تا ماشین با هم تصادف می‌کنند. افسر میاد و می‌پرسه: کدومتون مقصر بودید؟ غضنفر میگه: والله من خواب بودم، ندیدم از ایشون بپرسید .


غضنفر داشت دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم .


قزوینی ها به توالت میگن زورخونه


از یه بسیجیه می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!


یه روز یه یاروکفتر بازه میشنوه تو قزوین کفتری هستش که با یه بال پرواز میکنه میره و اونو میخره میبره شهر ، خودشون ولی میبینه کفتره بادو بال پرواز میکنه شاکی میشه برمیگرده قزوین پیش فروشندش میگه عوضی ، این که درست پرواز میکنه !!! یارو میگه بالام جان اینجا گزوینه و این کفترم از ترس کونش یه بالشو ، میگیره در کونش و پرواز میکنه .


به یارو میگن یک جمله بگو توش 6 تا بیل داشته باشه میگه: والا نمیدانم هابیل با بیل قابیلو کشت یا قابیل با بیل هابیلو کشت


یه روز یه غضنفر تو جوی اب تف میکنه... میدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره


یه روز غضنفر به زنش میگه بیا هر پنجشنبه بریم پیتزایی بعد زنش میگه نه پنجشنبه دیره بیا هر دوشنبه بریم


غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت


یارو تو قزوین بوده پولش افتاده بوده زمین....ولی دولا نمیشده برش داره ، یه پیرمرده میاد بهش میگه بالام جان را پولتو بر نمیداری...؟؟ یارو میگه: بابا اینجا قزوینه...خطرناکه...پیرمرده میگه: نه بابا این حرفا ماله قدیمه...اینجا عوض شده. یارو میگه راستی؟؟؟پیر مرده میگه: آره بابا

یارو تا دولا میشه پولشو برداره پیرمرد ..................یارو شاکی میشه میگه:مرتیکه عوضی مگه نگفتی اینجا عوض شده... این کارا ماله قدیمه؟؟؟؟ پیر مرد میگه: خوب بالام جان منم ماله قدیمم دیگ

به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است

از عشق گفتیم ونمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم

از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون


به ترکه میگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟ میگه حضرت سوج میگن : حضرت سوج نداریم که ؟ میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج

رشتیه از دخترش میپرسه: ببینم شبا میری صبح میای، کجا میری؟ دختر: میرم خونه دوست پسرم، مسئله ایه!؟ رشتیه: نه، فقط میخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه

من واقعا فرمول دقیقی برای موفقیت، نمی‌شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می‌دانم، و آن اینست: «سعی کنید همه را راضی نگه دارید


طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم

دلتنگ با تو بودنم ای مهربان ترین.... یکدم بیا و حال دل عاشقم ببین

عشقت را نصیب کسی کن که لایق ان باشد نه تشنه ی ان زیرا هر تشنه ای روزی سیراب میشود.

قلب خسته ی منو بیدار کردی
چشم تنهای منو بی خواب کردی.بعد بی خبر خودتو خواب کردی.عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..

دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم

چی میبینی؟

هیچی؟.......... دوباره نگاه کن.

بازم هیچی؟ تو هیچی نوفهمی... این عکس خرزو خان بید دیگه.

 


 

 

میدونی اههمم که تو دستوشی میگی یعنی چی؟

یکم فکر کن؟

نمیدونی؟

بابا مخففه اینه دیگه : انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

 


 

 

فکر میکنی خیلی زررنگی؟

نه عزیزم.

زرنگ تو نیستی.زرنگ نوشابست که همه ازش لب میگیرن.زرنگ افتابست که همه رو دید میزنه.زرنگ زنبور عسله که همه چیزشو میخورن.

دیدی زرنگ تو نیستی؟

 


 

اسمتو گذاشتم گل ترسیدم یه روز پر پر بشی.اسمتو گذاشتم خورشید ترسیدم یه روز غروب کنی.اسمتو گذاشتم جونم تا اگه یه روز مردم عمرا توهم نباشی!!!

 


 

 

تو در قلب من جا داری.تو در رگهای من جاداری.رفتم دکتر گفت انگل داری!!!

 


 

 

یه لره میاد تهران میبینه همه استین کوتاه پوشیدن.میگه ای بابا پس اینا چه جوری دماغشو

 


 

اون چیه که زنا میدن مردا میخورن؟

.

.

.

چیه؟

.

بابا منفی نباش.خوب فحشه دیگه!!

 


 

 

ای یار من . ای پیر من . بشین به روی...

.

.

.

صندلی.

هان؟ اشتباه کردی که بازم.نه؟ قالب ادبی فوق غزل بود نه مثنوی.

 


 

هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر اوار زلزله بیرون بیارن نمیگذاشته .فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا فقط سیفونو کشیدم!!

 


 

 

جدید ترین محصول رانی:

شیر با تیکه های ممه.

 


وقتی اومدم چنان حالتو بگیرم که کیف کنی .چنان ابروتو میبرم که نتونی سرتو جلو فامیل بالا بیاری. کاری میکنم که از این به بعد پاهات بادیدن من شروع به ارزیدن کنه. هنوز منو نشناختی بچه سوسول؟

 

من قبض موبایلتم دیگه!!

 


 

 

غضنفر داشته فیلم سوپر نگاه میکرده که یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیا ببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟؟

 


 

 

قزوینیه زنگ میزنه به دوست دخترش میگه من بیام پیشت.دوست دخترش میگه بیا اما کاری نمیتونی بکنیا.قزوینیه میگه چطور مگه پریودی؟ دختره میگه نه ولی بد جور اسهالم!!!!!

 


 

 

 

سلام خوبی ببخشید ولی 1سوال جنسی دارم که از کسی نمی تونم بپرسم فقط خودت می تونی کمکم کنی میخوام بدونم جنس شلوارت چیه؟

 


 

 

دعای اتصال به اینترنت فی الهنگام شلوغیه

 

الّلهم اتصلنا الاینترنت،الّلهم اعتنی کانکشن فی دنیا والاخرت،

انا نعوذبک من کلّه ویروس الخبیس الّلعین و الملعونیه و

انّا نعوذبک من الدیسکانکشن فی الدنیا والاخره

امین یا رب العالمین---------->کانکتینگ100

 


 

 

ازدواج ادم و هوا تو هیچ دفتری ثبت نشده.هیچ اخوندیم اونموقع نبوده که صیغه رو جاری کنی. خوب بدبخت هممون حروم زاده ایم دیگه!!!!!!!

 


 

 

 

مدتی می شد که در آن شب تاریک پشت دیوار خانه شان قدم می زد

و بیخبر بود از اینکه پسر خلاف همسایه مدتی است که او را زیر نظر دارد

جوووون ، جیگرتو بخورم

عجب رون و سینه ای

پسر خلاف همسایه اینها را گفت و در یک چشم بر هم زدن پرید و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتی و به کام دل برسد

................و فردا همسایه پسرک ، تمام روز در به در دنبال چاقترین مرغش می گشت

 


 

 

میدونی بزرگترین ارزوی یه جوجه تیغی چیه؟

اینه که حتی برای یه بار یکی دست نوازش رو سرش بکشه.

 


 

 

قزوینه به کون یه پسره دست میزنه. یارو هول میشه می گوزه.قزوینه یه نگاه میکنه میگه : خدا وکیلی همچین مالی بایدم یه دزدگیر داشته باشه.

 


 

میدونی فرق نخود با پس گردنی چیه؟ اولیه اگه بخوری میگوزی ، دومیو اگه بگوزی میخوری!!!!!

 


 

اخوند قزوینه میره تو یه دبستان پسرانه واسه سخنرانی.یه پسر مامانو میبینه.بهش میگه عزیزم تو که کون به این خوشگلی داری چرا نماز نمیخونی؟

 


از قزوینیه میپرسن اف .بی .آی یعنی چی؟

 

میگه: فدراسیون  بچه بازان ایران

 


 

 

به غضنفر می گن چی شد معتاد شدی؟

میگه با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی یکم بکشیم .زد و امام مرد .دوهفته تعطیل شد.

 


 

 

دانش مندان به تازگی کشف کرده اند که:

کسانی که موقع ر..دن ، فکر میکنن .موقع فکر کردن میر..نن .

 


 

 

پلیس یه پسره رو با یه خانوم دستگیر میکنه.به پسره میگه: صیغست یا عقدیه پسره میگه : هیچکدوم، داداش نقدیه ، نقدیه!!

 


اگه توی قزوین با یه قزوینی قوی هیکل ، تو یه کوچه بنبست ، گیر کردی سه راه بیشتر نداری:

 

1.از خجالت اب شی بری توی زمین

2.از ترس دود شی بری توی هوا

3.دستاتو بزنی به دیوار و توکل کنی بر خدا

 


 

 

اخه بز، خر ، گوسفند ، الاغ ، میمون ، گورخر ، گاو ، بوزینه ، کنه،......... این همه حیوون . چرا شیر شد سلطان جنگل؟

 


به غضنفر میگن اگه اب نبود چی میشد؟

 

میگه اونوقت شنا یاد نمی گرفتیم بعد غرق میشدیم.


.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
بک لینک فا